|
عاشق دیوونه
|
|||
|
درباره وبلاگ |
غروب عاشقان رنگش طلائيست اگر چه آخرش مرگ و جدائيست |
||
|
فهرست اصلی دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب |
|
خداحافظ!
نوشته شده توسط محمد در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 ساعت 1:19 موضوع: | لینک ثابت به خاطر به خاطر تو می نويسم ، به خاطر تو می خونم ، به خاطر تو زنده ام ، به خاطر خودت ، وجودت ، نگاهت ، غرورت . تويی که شدی همه چيزم ، دوست دارم هميشه باهام باشی . نمی دونی چقدر دوست دارم ، به خدا نمی دونی ، اگه می دونستی . . . . . .
نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 ساعت 13:27 موضوع: | لینک ثابت دله دیوونه توی آیینه خودت رو ببین چه زوده زود توی جوونی غصه اومد سراغت پیرت کنه نزار که تو اوج جوونی غبار غم بشینه روی دلت یهو پیر و زمین گیرت کنه منتظرش نباش دیگه اون تنها نیست تا آخر عمرت اگه تنها باشی اون نمیاد خودش می گفت یه روزی می زاره میره خودش می گفت یه روز خاطره هات رو می بره از یاد آخه دله من دله ساده من تا کی می خوای خیره بمونی به عکس روی دیوار آخه دله من دله دیوونه ی من دیدی اونم تنهات گذاشت بعد یه عمر آزگار دیدی اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت تو موندی و بی کسی و یه عمر خاطره پیشت دیگه نمیاد دیگه پیشت نمیاد از اون چی مونده برات جز یه قاب عکس روبروت تا کی می خوای بشینی به پاش بسوزی تا کی می خوای بشینی چشم به در بدوزی در پی پیدا کردن کسی برو که فقط واسه ی خودت بخواد تو رو
نوشته شده توسط محمد در شنبه نوزدهم اسفند 1385 ساعت 17:28 موضوع: | لینک ثابت زندگی چیست؟ از کبوترپرسيدم : زندگي چيست؟پرهايش را تکان داد و جواب نداد ازدريا پرسيدم:زندگي چيست؟ خروشيد و جوابم را نداد ازآفتاب پرسيدم:زندگي چيست؟غروب کرد وجوابم را نداد ازانسان پرسيدم:زندگي چيست؟گفت: زندگي خون دل خوردن است اولش عشق وبعد مردن است. ![]()
نوشته شده توسط محمد در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 ساعت 20:43 موضوع: | لینک ثابت وقتی کسی رو دوست داری
وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد بشه قید تموم دنیا رو به خاطر اون می زنی حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم حاضری قلب تو باشه پیش چشای اون گرو حاضری هرچی دوس نداشت بخاطرش رها کنی حاضری حرف قانونو ساده بزاری زیر پا وقتی بشینه به دلت از همه دنیا می گذری حاضری جونتو بدی یه خار توی دستاش نره حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی حاضری مردم همشون تو رو بادس نشون بدن حاضری اعتبارتو به خاطرش خراب کنی حاضری که بگذری از شهرت و اسم آبرو وقتی کسی تو قلبته یه چیز قیمتی داری حاضری هر چی بشنوی حتی اگه سر زنشه حاضری هر روز سر اون با ادما دعوا کنی حاضری که بخاطرش پابشی بری میدون جنگ حاضری هر چی گل داریم دونه به دونه بشمری حاضری هکی جز اونو ساده فراموش بکنی حاضری هر چی که داری بیان و از تو بگیرن حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس وقتی کسی رو دوست داری صاحب کلی ثروتی
نوشته شده توسط محمد در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 ساعت 20:32 موضوع: | لینک ثابت کوچه
نوشته شده توسط محمد در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 ساعت 19:6 موضوع: | لینک ثابت عشق چیست؟!!
عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار عشق یعنی یک تبسم یک نگاه عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه
نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه دوم اسفند 1385 ساعت 17:13 موضوع: | لینک ثابت عشق نزد من است!!!!
ایستاده ام
کم کم دارم بوی انتها رو حس می کنم ، حتی کلمات هم دگر از نوشتن عاجزند! بزار با این
شعرهایی که به اصطلاح عاشقانه هایی را گرفته بودم و تو هم دوستش داشتی خط خطی های
قبلمو تموم کنم دقیقاً مثل رابطه عاشقانه ی ما که تو تمومش کردی …
یادته گفتم فقط بهت نگاه می کنم و به حالت تأسف می خورم ....؟؟؟
الان هم همون روز رسیده فقط با این تفاوت که دیگه برای ثانیه ای هم نمی خوام به چشمات نگاه
کنم چون قدرت رو به رو شدن با واقعیتی تلخ رو ندارم ، حالا به حال خودم دارم تأسف می خورم
که چه طور تابحال نتونستم فراموشت نکردم ........
نه ... نه ....این دیگه تمام آرزوم نیست .... یعنی دیگه چنین آرزویی ندارم ........
دیگه خواهش دیدن تو جایی تو آرزوهای من نداره و نخواهد داشت ...
روزی که دستانم پیش دلت بود گرو
دستان مرا سخت فشردی که نرو
روزی که دلت جای دگر مایل شد
کفشانم را جفت نمودی که برو ...
و منم دارم می رم نمی دونم کجا ولی دارم می رم
دارم می رم که دیگه در و دیوار این قفس تو رو یادم نیاره ... می رم و دیگه هیچ وقت پشت سرم
نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه دوم اسفند 1385 ساعت 17:7 موضوع: | لینک ثابت عاشقانه
یکی بود یکی نبود....وقتی این یکی بود اون یکی نبود وقتی اون یکی بود این یکی نبود... خلاصه ما هم نفهمیدیم که کی بود و کی نبود اما فهمیدیم که هیچوقت اون یکی با این یکی نبود. اگه کسی بی خبر رفت و پشت سرش رو بعد مدتها نگاه کرد اول از خودت بپرس آیا هنوز هم همونه یا نه ......... از خودت بپرس آیا خودت هم همونی یا نه ........ یکی داشت و یکی نداشت! اونی که داشت تو بودی اونی که تورو نداشت من بودم یکی خواست و یکی نخواست ! اونی که خواست تو بودی اونی که بی تو بودن را نخواست من بودم یکی بود پس کی نبود!یکی بودو یکی نبود! اونی که بود تو بودی اونی که نبود من بودم! یکی آوردو یکی نیاورد! اونی که آورد تو بودی اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم یکی برد یکی نبرد! اونی که برد تو بودی اونیکه دل به تو باخت من بودم وقتی نامه تو دیدم وقتی دلم می گیره نامه تو من می خونم که توی اون نوشتی تا ابدمی مونم وقتی دلم می گیره توازدلم می پرسی: که باهام می مونی؟ من می گم می مونم وقتی دلم ازتومی گه.. ازتوو خنده هات می گه.. ازتو دلم می خونی: که تا تهش می مونم همیشه تومی گی تهش کجاست؟ من می گم: جهنمه عاشقا ست تومی گی: جای من یکی اونجا نیست. آخه من فرشتم فرشته نجات تو.. من می گم: آره می دونم جای فرشته ها فقط بهشته اینو خدا نوشته: روی باله فرشته.. تویه کم مکس می کنی میگی: پس برو جهنمی.. گل را دوست دارم ، تو را هم دوست دارم، گل را برای بوییدن، تورا برای بوسیدن، گل را برای یک لحظه تو را برای همیشه . اگر بهترین دوست نیستی اقلا بهترین دشمنم باش . اگه غمخوارم نیستی اقلا بزرگترین غمم باش . هرچه هستی همیشه بهترین باش جون بهترینها همیشه در یاد خواهند ماند . پس در بدترین خاطراتم بهترین باش .
نوشته شده توسط محمد در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 ساعت 20:44 موضوع: | لینک ثابت |
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y H A M E D A L I V E R D I |
|||